تبليغاتX
وارگه هومت پارسوماش
 بوين حالا دست ويك دادن

جون سي يك دادن چنده آسونه

بوين حالا وقتي با يك بويم روندن

روندن دشمن چنده اسونه

آري جواد حاجتي آمده است تا بگويد دست به دست هم بدهيم وجان براي ايل وتبار جواد حاجتي دشمن را شناخته است او مي داند كه دشمن تفكرات كهنه ومسموم است.دشمن بي ارادگي است ومسئول بي دردي كه زيروبم شهررانمي شناسد يا مهم نيست كه بشناسد 

جواد حاجتي هنوز يادگاري دفاع از وطن وراندن دشمن رادر ستون فقرات خود حمل مي كند ولي هنوز راست قامت ايستاده تا وطن را بسازد(اگرچه با استخوان خويش)

او كانديد نسلي است كه ساليان عمررا در كوچه هاي گلي شهر مسجد سليمان گشته است بوي لجن دره نمره يك را استشمام كرده و از ديدن آن افسوس خورده است او مي داند شهر با يك خيابان پر از دست انداز يعني چه او گرسنگي وفقر وبي نفتي رادر شهري كه هنوز نفت در خيابان آن جاري است  راباتمام وجود حس كرده است تا پاسي از شب به انتظار آب جيره اي نشسته است و صبح آب جاري از لوله هاي شكسته در سطح شهر را ديده است جواد حاجتي ميداند وقتي كه بچه اش هواي پارك رفتن مي كند ويا مهمان دارد شهرش پارك ندارد وبي كاري را به خوبي مي شناسد.

آري او هميشه در كنار ما بوده است او همين جاست توي خيابان توي اداره يا هر جايي كه يك جوان فعال و دلسوخته مي تواند باشد.

جواد حاجتي كانديد اي سومين انتخابات شوراي اسلامي شهر مسجد سليمان

+ نوشته شده توسط مجتبی حاجتی در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 12:56 |