تبليغاتX
وارگه هومت پارسوماش

اوکه از پاکی دلی چون آسمان داشت به آسمان پر کشید

هنر نزد انسانها جایگاه رفیعی دارد ودر آفرینش و نقل وانتقا ل فکرواندیشه واحساسات بشری به نحوی موثروقابل ستایش است .از طرفی در مقوله هنرهنرهای بومی ومحلی جایگاه خاص دارند .هنر محلی مانند لانه ای است که پرنده بعد ازعبور از باد وطوفان به آن پناه می بردوبسیارموردنیاز امروز است امروزی که پر از صدای گوش خراش آهن آلات وصنعت است هنر بومی ومحلی بر خواسته از جایی است که بوم ومحل زندگی وبوجود آمدن ماست به عبارتی خواسگاه وجودی ما وهنر محلی مان یکی است بین احساسات ما واین هنر به خصوص هنر موسیقی محلی ارتباط تنگاتنگی است وبا هر ضرب آهنگ آن تمام اجزا بدن حس آشنایی دارند .

در غم نامهای بزرگان آنها را می شناسیم نامشان وداستانشان از پدرانمان سینه به سینه به ما رسیده است وشادی هایی که در جریان همگرایی وبا هم بودن خوانده می شود احساسات انسان را بر می انگیزد وتا منتهای شور وشوق با اصالت می برد.

حال در موسیقی محلی ما کسی که هم مردم را می شناسدو هم موسیقی ودرد امروز و دیروز راوارتباط بسیار زیبایی بین مردم شعر وامروز ودیروز بوجود آورد زنده یادمسعود بختیاری بود او از آنجایی که فرزند ایل بود و دورن تدریس ومعلوی را مجدد با ایل آغاز کرد با اشراف کاملی که به زندگی محلی و ایلی داشت شعر و اهنگ او سر شار از صداقت ویک رنگی ویک آگاهی والاست وهمان طور که در کلیات ومضامین شعریش بخصوص شعر کاشکی پیداست یک روحیه آرمانگرا وعلاقه مند به اتحاد و مهربانی ودر کنا هم بودن داشت(کاشکی یه سال همه مالا بار بونن کل یک بنگ بکنیم که بهونان بزنن کل یک شو که اوی یه تش تنگی بزنیم من چاله دست یک بگریم وجار بزیم همه مال)ودر جایی دیگر(بیون که وا با یکدی تا صوو بزنیم کل وگاله )و درآواز برزیگری چنان با سوز وگداز به جزییات کار پرداخته وچنان با احساسات برزیگر اخت واجین شده که افکار واحساسات انسان را تا پای گندمهای طلا گونه می برد او احساس برزیگر را هنگام کوچ ایل می شناسد (کن کن مالا دلم رهد واباسون بیو بریم زال بزنیم جا وارگه هاسون )او اصطلاحات جاری در برزیگری را خوب می شناسد (کی خلاص ایبم ز ای مات گندم وارستن برزیگرو په موسی چه مندم )(میرمات بنگ ایزنه غله مند سر پا داست تند تند بکش نمهنی به گرما )حتی در گرما ماندن برزیگر راحس کرده است من مدت دو سال افتخار همنشینی با عشایر را داشتم آنجا وقتیصدای مال کنون مسعود از ضبط شارژی می امد باید اشک سرازیر برزیگر رامی دیدید واین حاصل حس یکی بودن مسعود وبرزیگر است واو تنها کسی استکه داد وبیداد را می خواند تا خوار از دل برزیگر بکند ودر جاهایی بانهایت جزئیات عادت ورسوم ایلی مانند هیاری وگردواری را با تمام احساسات بیان می کند واین هنر مند عاشق عشق را بهتر از هر چیز می شناخت سوز وگدازآوازاودرداستان لیلی ومجنون بختیاری یعنی عبده محمد للری وخدابس ودیگراشعارعاشقانه اش واز همه مهمتر صدای گرم او گویای سوز دل همه عشاق جهان است.او به همه انسانها عشق می ورزد وآنهارابه دیارخود دعوت می کند

همه راعزیز وستین دل می خواند وتوجه وعشق وعلاقه استاد به طبیعت ایل نیز خالی از لطف نیست مثلا کبک که در ایل بختیاری همان جایگاه بلبل در پارسی را داردبسیار مورد توجه استاد بود (کوگ نازنینم بیو زنو بخون سیم در بده من مال بنگ قهقهاته )هرچند خود او کوگ نازنین ایل بود .او شبهای مهتاب زاگرس رامی شناخت او می دانست درشبهای درازی که مهتاب بلند است دل جا نمی گیرد(شودرازمه بلند دل نیگره جا) وچه زیبا از شبهای بلند در کنار رود میگوید .

گوشه های از راز ماندگاری استاد در این بود که گفته شد چون فرزند ایل ودر میان ایل بود وبر روی خاک با پیروجوان نشسته است وهمدرد واقعی بود شعر وآواز را با تمام احساس وصادقانه ارائه می داد واسطوره شدچون هیچگاه سعی نکردونمی خواست اسطوره شود وهنر را عامل ارتباط می دانست ونه ابزار بزرگی وجلوه نمایی و خود نمایی او برای ایل می خواند وامروز ایل برای او گریه می کند همین است که در جمعه گذشته در مسجد سلیمان وامروز در دزفول چشم همه سیلاب اشک است بزرگی استاد در این بود که دامنه مخاطبانش از چوپانان تابالاترین مغزهای ایران وچهره ماندگار ایرن است وهمین است که در هفته گذشته هیچ روزی در شهرهای ایران بی نام استاد نگذشت واین حاصل ارتباط استاد وایل است و آنچه آموخت وآنچه سردادهمه رااز ایل به ودیعه گرفت وبه زیبا ترین حالت امانت داری کرد وآن را به تعالی رساند.

می دانیم که شناخت زنده یاد مسعود بختیاری وشعر واوازش در معرفی فرهنگ وافکار جمعی بختیاری بسیار موثر است .گذشته از آنکه در باز آفرینی هویت ایلی نقش بسزایی دارد ومی تواند زیبا ترین عامل انتقال فرهنگی باشد .

صدای او ماندگار در ایل وایل ماندگاردرصدای اوست روحش شاد

+ نوشته شده توسط مجتبی حاجتی در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 و ساعت 16:48 |
بیایید برفراز تارازوگرمای برافتو مال کنون آستاره را هیجار کنیم

او که از پاکی دلی چون آسمان داشت به آسمان پر کشید

مراسم بزرگداشت هنرمند محبوب ایران زمین زنده یاد استاد مسعود بختیاری در شهرستان دزفول برگزار می گردد

زمان:جمعه۲۶/۸/۸۵   ساعت۱۵تا۱۷

مکان:سالن ایثار دزفول

 

+ نوشته شده توسط مجتبی حاجتی در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 و ساعت 10:35 |

نوم خدا

او كه از پاكي دلي چون آسمان داشت به آسمان پر كشيد.آستاره ايل بختياري در غربت به خاك خفت مسعود بختياري كه تيغشتش آتش به كار شوگار سياه وخاموش ايل بختياري زده بود او كه صداي كل زنان ايل را تا قهقهه كوگ تاراز مي برد وچه سوزناك از حال برزيگران وگرماو(كن كن مال)مي گفت چه زيبا از شبهاي دراز وماه بلند ودل نگراني مرد عاشق بختياري مي خواند اوآرزومي كرد كه همه مردم ايل در كنار يكديگر چادرها را بر پا كنند وآتشي در چاله برافروزند مسعود از كوچ وهياري وگردواري وبهار وبي وفايي مي گفت چه شورانگيز از همدرنگ و ستين دل مي خواند.آستاره برفرازتارازبه هيجار ايل مي نشيند ودر برافتو چه غم انگيز از مال كنون مي گفت. مسعودبختياري در فراز ونشيب شعر وآوازش از شور وشوق غم مردم ايل ميگفت آري او فرزند ايل ودر ميان ايل بود.اي مسعود بختياري كبك نازنين بعد از توچه كسي قاصد بهارمان خواهد شد وچه كسي براي دل سوخته مان خواهد خواند حنجره ايل برخيز(در بده من مال بنگ قهقهاته)سالها براي بزرگان ايل ودلاوران ايل نامداربختياري خواندي چه كسي براي تومي خواند اي حنجره ايل شعر وآواز تو لالايي شبهاي وشور وشوق صبحگاهم بود بعدازتوچه كسي براي فرزندان ايل لالايي مي خواند بودنش شور وشوق وهمدلي ايل بود ورفتنش مايه همدردي وهمنشيني ايل است.صداي او ماندگار در ايل وايل ماندگار در صداي اوست.              تش من كار غم افتا نيله كه جا بگريم

اين مطلبي است كه در مراسم ياد بود استاد مسعود بختياري در اهواز   دوشنبه15/8/85 قرائت كردم.        

 

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی حاجتی در شنبه بیستم آبان 1385 و ساعت 13:45 |